تبليغاتX
log
نفس بريده

نفس بريده

خرسند شدیم از این که امروز

رنگ دگر است نه رنگ دیروز

فریاد زدیم که ای چرخ گردون

لیلا تو نداده ای به مجنون

فریاد بر آمد آنکه خاموش

کم داد نگیردت تو افسوس

خاموش شدیم و در خموشی

رفتیم سراغ می فروشی

فریاد زدیم دوای ما کو ؟

گویند دواست باده نوشی

هوشیار نشد مگر که مدهوش

آن بار گران تو مفت مفروش

از خود به کجا شوی تو پنهان

از خود به کجا شوی گریزان

بیداری دل چنین مخوابان

سخت آمده است ندش تو آسان

هوشیار شدیم از اینکه هستیم

رفتیم و در میکده بستیم

با خود به سخن چنین نشستیم

ما باده نخورده ایم و مستیم

مسجد سراه بود گذشتیم

بر روی درش چنین نوشتیم

در میکده هم خدای بینی

با مرد خدا اگر نشستی

+ قلم خورده در شنبه 25 مهر1388 11:28 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


عدالت وحقیقت کجا یکدیگر را قطع میکنند ؟

مجازات دلیلی برای جشن گرفتن یا خون خواهی نیست .

بلکه سر فصلی در راه رسیدن به عدالت و باز پس گیری حق .

به مجازات نباید اعتقادی داشت بلکه :

به حقوق قربانیان میبایست معتقد بود .

قربانیان سزاوار آنند ، فقدان عدالت را با هر قیمتی که شده تلافی کنند .

فارغ از اینکه در مقابل ضرر متحمل شده اصولا منفعتی دارند یا خیر؟

باید حس سرکش انتقام را در خود سرکوب کرد .

انتقامی بی معنا !!!!

زیرا که حق قربانی را طلب کردن موجبات انتقام نیست .

وهمیشه باید فکر کرد که آیا انتقام از میزان درد می کاهد یا خیر ؟

ابتدا باید فهمید که زمان به طور یکسان و مطلق در گذر است .

و این گذران باعث التیام زخم نمیشود .

در بخشنده ترین حالات از شدت درد میکاهد .

و آنانی که برای اجرای عدالت ساخته ذهنشان حقایق را نابود میکنند خود باید پاسخگوی اعمال خود باشند .

پس حقیقت را بازیچه عدالت نکنیم .

+ قلم خورده در چهارشنبه 25 شهریور1388 16:7 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


خوشبختی را دیروز به حراج گذاشته اند

صد حیف که من زاده ی امروزم

خداوندا مگر جهنمت فردا نیست

پس چرا من امروز میسوزم

+ قلم خورده در چهارشنبه 25 شهریور1388 12:42 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


در عجبم با همه نامی که تو داری

این قوم چرا نام تو گمنام نهادند

+ قلم خورده در یکشنبه 22 شهریور1388 14:19 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


مائیم و نوای بی نوائی

بسمه اله اگر حریف مائی

+ قلم خورده در یکشنبه 22 شهریور1388 14:2 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


از کجا به کجا رسیدیم نماز جمعه نرفته بودیم که رفتیم.

به خطبه های آقا با دقت گوش نداده بودیم و هیس هیس نکرده بودیم که دادیم و کردیم.

سر پشت بوم الله اکبر نگفته بودیم که گفتیم.

توی قرآن و احادیث دنبال فکت نگشته بودیم که گشتیم.

در مراسم سالگرد شهدای هفتم تیر شرکت نکرده بودیم که کردیم.

از کنار پسر بهشتی ایستادن احساس دلگرمی نکرده بودیم که کردیم.

با شعار "بهشتی، کجایی، موسوی تنها شده" شُر شُر اشک نریخته بودیم که ریختیم.

از وسط 2000 نفر آدم به خون تشنه با اعتماد به نفس و نگاه عاقل اندر سفیه رد نشده بودیم که شدیم.

 با حرفهای موسوی تبریزی و غفاری حال نکرده بودیم که کردیم.

نخست وزیر سابق جمهوری اسلامی همه چیز و همه کس مون نشده بود که شد.

هاشمی ناجی و آخرین امیدمون نبود که شد.

برای زندانبانان دیروز و زندانیان امروز دل نسوزونده بودیم که سوزوندیم .........

خدا آخر و عاقبتمونو به خیر کنه ! 

 چقدر ساده از اعتماد ما بهره برداری کردن...

چقدر ابلهانه بین خودشون و جمع کثیری از مردم شکافی عمیق و پرنشدنی انداختن ...

چقدر خوب که مردم را با هم متحد کردن..

خدایا شکر که دشمنان این ملت را از سفیه ترین آدمهایت قرار دادی...

تا از روی نادانی به خود ضربه میزنند و امید است که آتشی که افروخته اند به خرمن ناچیز ما نیافتد.

آمین

+ قلم خورده در یکشنبه 11 مرداد1388 21:31 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


صداقت گوهر گرانبهایی است که صاحب خود را همیشه به مقصد میرساند.

صداقت شرط اصلی اعتماد است.

صداقت را تنها نباید بر زبان جاری نمود بلکه باید در گفتار پدیدار نمود.

صداقت را تنها نباید بر چشم ها جاری نمود بلکه باید در دیدار پدیدار نمود.

صداقت را تنها نباید بر گوشها جاری نمود بلکه باید در شنیدن پدیدار نمود.

صداقت را تنها نباید بر دست ها جاری نمود بلکه باید در  عمل پدیدار نمود.

صداقت را تنها نباید بر پاها  جاری نمود بلکه باید در  طریقت پدیدار نمود.

باید با صداقت اندیشید ،  با صداقت شنید ، با صداقت دید ، با صداقت عمل نمود

  وبا  صداقت  طی طریقت نمود.

+ قلم خورده در چهارشنبه 31 تیر1388 16:7 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


                حضرت علی (ع ) ازنگاه جسارت آمیز دکتر علی شریعتی

از نظر بینش علی ،خیانت اقتصادی به مردم در اموال اجتماعی حکم قتل دارد .این یک چیز فقهی است ،یک چیز اقتصادی ،حقوقی و اجتماعی است (درزمان علی )،تساوی مطلق دز مصرف در حقوق (وجود داشت ) و افراد ازبیت المال (صندوق دولت )حقوق داشتند .

درهرجا در هر ملتی ،هر مذهبی ، هر حزبی و هر جامعه ای که وحدت علمی و وحدت قالب های اعتقادی بوجود آمد ،علامت این است که در آن جامعه استبداد فکری و اعتقادی وجود دارد،یانه ،مرگ گریبانگیر اندیشه و فکر شده –از این دو صورت خارج نیست .

در صفین ،علی با طبقه حاکمی می جنگد که پس از هر انقلاب ،وارث غاصب آن می شود و با نقاب جدید ،به استضعاف همیشگی خلق ادامه می دهد .

علی در صفین با اسلامی می جنگد که عدالت را از آن حذف کرده اند ،می جنگد تا عدالت را به آن باز آورد .

"قاسطین "در برابر شعار "آزادی "

"ناکثین " در برابر شعار "عدالت "

و مارقین در برابر شعار "آگاهی "

 علی قد علم کردند .

به عبارتی دیگر ،

این سه شعار " آزادی "، " عدالت " ،و " آگاهی" است که سه جبهه "قاسطین "،"مارقین "،و "ناکثین "را بوجود آورده است .

علی در برابر اینها که تا این حد به او خیانت و اهانت می کردند ،در برابرش ،در مسجد ،مسخره می کردند ،تهمت می بستند ،شعار مخالف می دادند وحتی میخواستند نمازش را بشکنند ،حتی حقوق یکنفرشان را هم از بیت المال ،قطع نکرد ...

واین واقعاً عجیب است ...

دموکراسی لیبرالیسم و حقوق بشر جهان امروز ،در برابر چنین رفتار علی شرمگین است .

+ قلم خورده در شنبه 13 تیر1388 16:16 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


اخر یه روز حاجتمو ازت می گیرم

میام توبین الحرمین برات می میرم

+ قلم خورده در شنبه 13 تیر1388 16:6 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


مهدی جان

هرکه شد عاشق تو دیوانه است

آنکه شد دیوانه ات فرزانه است

+ قلم خورده در سه شنبه 9 تیر1388 12:43 به تالمات خاطر سید محمود میر شکرایی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

خداوندا ...
تو میدانی که میدانم
كه انسان بودن و ماندن
چه دشوار است
چه زجري مي كشد آن كس
كه انسان است و از احساس سرشار است
"نفس بريده"


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

پروفایل من
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387



پیوندها

آرادان
دارالمجانين
ثامن
محراب
توحید
کشکول
چیزکده


    میزان گذران:

Design by : Night Skin